|
شبهایی که می رفتیم مسجد مردم سینه می زدن شما می رقصیدین همه مونده بودن برقصن یا بخندن.
دیگه مسجدی شدی پریشب ساعت ۱۱ شب اومده بودی از توی کمد لباسها مانتوی منو می کشیدی و اشاره می کردی که بریم کلی باهات حرف زدم تا راضی شدی که نریم.
پریروز عصر دختر همسایه اومده بود در خونه و به بابا گفت که با من ار داره رفتم پیشش یک نقاشی که به شکل پاکت درست کرده بود به من اده بود و گفت اینو واسه بردیا کشیدم بدینش به بردیا من بردیا رو خیلی دوست دارم یک ماهی کشیده بود و پایینش نوشته بود مهدیس اینم از اولین نامه عاشقانه ایکه دریافت کردی . نقاشی رو بهت دادم یکم نگاش کردی بعد هم بینیتو باهاش پاک کری و انداختی دور. اولین نامه عاشقانت از یک دختر 5 ساله بود. دیگه بزرگ شی چی میشی خدابهمون رحم کنه.
چند روزه تعجب کردن یاد گرفتی تا یک چیزی می بینی چشم و لباتو گرد می کنی و میگی "اه" خیلی بانمکه تا می خوایم ازت فیلم بگیریم دیگه این حرکتو انجام نمی دی و می آی دوربینو ازمون می گیری .
وقتی بابا می آد پیشم میشینه یا دراز میکشه هرجا باشی بدو بدو خودت رو می رسونی و خودتو میندازی وسطمون نسبت به هیچ چیز و هیچ کس حساسیت نداری و حسودی نمی کنی غیر از من.
هر وقت می خوام خونه رو جارو کنم می آی جارو برقی رو از دستم می گیری و مثل من روی زمین می کشی و اگه از دستت بگیرم قهر می کنی .
وقتی می خوام گرد گیری کنم دستمال رو ازم می گیری و به دیوار زمین میز و همه جا رو می کشی حتی گاهی اوقات میری لباستو از توی کمدت می آری و ازش به عنوان دستمال استفاده می کنی و روی میزو می کشی.
وقتی میری حموم لباستو که در می آرم ازم می گیری و توی وان شروع به مالیدن لباس و شستنش می کنی خیلی بانمک لباس می شوری هی میزنی به اب در می آری نگاش می کنی دوباره می زنی به آب توی وان کلی با لباس شستن سرگرم میشی .
دیگه یکپارچه آقایی توی همه کارهای خونه به مامانت کمک می کنی اگه دختر بودی الان وقت شوهر دادنت بود.
وقتی مشغول بازی هستی هر چند دقیقه می ای منو بغل می کنی و می بوسی خیلی بوسهات خوشمزه است بی نظیره.
هرجا برس ببینی خودتو آویزون می کنی یا روی انگشت پات وای می ایستی و برس رو برمی داری و به موهات می کشی.
تا تلفن می بینی گوشی رو رو برمی داری اول شماره می گیری بعد هم شروع به حرف زدن میکنی.
بردیا جونی نماز هم می خونه وقتی من نماز می خونم شما هم می شینی پیشونیتو میذاری روی مهر و میگی "الاه ابر"
موقع شیر خوردن انگشتاتو می کنی توی دهنم و تا حلقم می بری و من هم هی باید ببوسم.
وقتی اشغال لای پات میره یا پات میخوره جایی می شینی و میگی اوف تا من نبوسم ول نمی کنی. اگه هم آشغالی ببینی می آری به من نشون میدی.
|